|
سهرهوویه _ سرهویه_ sarhuyah _ serhuye فهرههنگی کۆمهڵایهتی گۆندهکانی ههورامان...
| ||
|
داوه کاری ماڵپهڕی سهرهوویه دهیهوێت بابهتێک له سهر شاعیرانی ههورامان بنووسێت. تکایه بۆ تهواو کردنی ئهم بابهته رێنوێنی و یارمهتیمان بکهن.ئێمه ناوهرۆکێک له شاعیران دهخهینه بهر چاو تکایه جیا لهمانه ئهگهر کهسێک تر دهناسن بهم ئیمهیلهوهی خوارهوه پهیوهندیمان پێوه بکهن. زۆرسپاس. sarhuyah@yahoo.com اقای محمد ولی کاکایی اقدام به جمع اوری شعرهای میرزا باوای هشمیز نموده است و در نظر دارد انها را در قالب یک کتاب به چاب برساند. از کسانی که شعری از شاعر نامبرده (در کاست -یا بر روی کاغذ ) در اختیار دارنند.لطفا انها را در اختیار قرار دهد. لازم به ذکر است اقای محمد ولی کاکایی شعرهای ملا علی اکبر سرهویه را جمع اوری نمود و به چاپ رساند. با تشکر مدیریت وبلاگ
هه وارگهی شاعیرانی ههورامان 1-مهلا مستهفای بێسارانی 2- مهلا خدری ڕواری 3- صیدی ههورامی 4- فانی نۆدشهیی 5- میرزا ئولقادری پاوهیی 6- مهحزون پاوهیی 7- جیهان ئارا خانمی پاوهیی 8- شیخ نهسیم موهاجر 9- موفتی دشهیی 10- مهلا قاسمی پایگهلانی 12- فهتحوالله بهگی جافرسانی 13- مهلا حهسهنی دزڵی 14- ئهبدۆالله ئهقدوسی رهزاوی 15- بیوهی نهقشبهندی 16- مامۆستا ئهحمهدی موفتی زاده 17- مۆحهمهد رهشیدی ئهمینی 18- حهمه خانی مستهفا بهگ 19- میرزای ههورامی 20- باکی خهرپانی 21- فهریدون بههرامی 22- حهسهن شهمسهدین زهلمی 23- کهلسوم عوسمان پوری رهزاوی 24- کهوکهب ههورامی بیارهیی 25- شهیدا ههورامی 26- مهلا عهلی ئهکبهری ئهحمهدی سهرهوویه 27- میرزا باوای ههشهمێز [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 22:43 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
ستای چشمیدر
در فاصلهی 14 کیلومتری جادهی اصلی سنندج – مریوان و در دامنهی کوههای
شاهو قرار گرفته است. این روستا در جنوب شهرستان سروآباد واقع شده که
ارتفاع متوسط روستا از سطح آبهای آزاد حدود 1762 متر میباشد. حداکثر دمای
هوا مربوط به مرداد ماه با حدود 38 درجه و کمترین درجهی حرارت مربوط به
اسفند ماه با 12.8 درجه میباشد. روستای چشمیدر در دامنهی سلسله جبال
کوههای منتهی به شاهو قرار گرفته است و یک روستای پای کوهی و میان کوهی
قلمداد میشود. با توجه به اینکه نام روستا از چشمه و دره گرفته شده و
قرارگیری آن نیز در دامنههای کوههای پایگلان نیز در تپههای مشرف به
رودخانه قرار گرفته است. و بر اساس نتایج مصاحبهها و پرسشنامههای تهیه
شده در روستا بیانگر آن است که نام روستا از چشمه و دره و یا چشمه و زر
گرفته شده است و قدمت روستا را بیش از 300 سال میدانند. رابطهی این روستا
با مراکز جمعیتی بزرگتر، بر اساس روابط اقتصادی – اجتماعی بوده و این
مراکز جمعیتی میتوانند روستاهای مرکزی و پرجمعیت باشند و به دلیل تمرکز
امکانات و خدمات در آنها قادرند بخش عمدهای از نیازهای روستاهای اطراف خود
را نیز برآورده کنند، بر این اساس و با توجه به بررسیهای انجام گرفته و
با توجه وضعیت روستاها، خدمات عمده در بخشهای درمانی، آموزشی، اقتصادی
شامل مراکز درمانی- آموزشی در سطوح مختلف فروشگاه تعاونی روستا و سوخت،
دفاتر مخابراتی و مراکز اداری موجود در روستا میباشند. وجود اینگونه خدمات
در روستا موجب ایجاد ارتباط بین روستاهای اطراف شده است. فعالیت عمدهی
روستا بر پایهی فعالیت کشاورزی است که بیشتر به صورت باغات میباشد.
[ یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ] [ 18:2 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
[ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 20:22 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
رییس سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری كردستان از احداث اماكن اقامتی و پذیرایی با هدف جذب و رضایت گردشگران در روستاهای هدف گردشگری استان خبر داد.
رییس سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری كردستان از احداث اماكن اقامتی و پذیرایی با هدف جذب و رضایت گردشگران در روستاهای هدف گردشگری استان خبر داد.»علی فعله گری« گفت: روستاهای گردشگری شناسایی شده قطب سنندج برای احداث واحدهای اقامتی شامل روستاهای حسن آباد،كرجو، نوره،توریور، شیان، هشمیز، باباریز،صلوات آباد، سراب قامیش،سرهویه، آویهنگ، نگل، سالیان،بنه دار،میانه، سرچی،طای، كومائین، دولاب، پالنگان، پنجه علیا، وزیر،قوچاق و یوزباشی كندی است.وی افزود:در بیجار نیز روستاهای خسروآباد، سلامت آباد، قزانقره، حسن آباد قاروچ، صلوات آباد، قمچقای، قشلاق لو، قصلان لو و باباگرگر برای ایجاد اماكن اقامتی تعیین شده اند. [ شنبه بیست و ششم تیر 1389 ] [ 19:42 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
آشنای با منطقه ژاورود:
منطقه ی ژاورود یکی از سه منطقه ی اورامانات است که درمیان شهر های سنندج سروآباد وکامیاران قرار گر فته است.مردم این منطقه با لهجه ی کردی اورامی صحبت میکنند .همانند سایر مناطق اورامان بسیار متدین ومقید به آداب ورسوم خود می باشند. دراین منطقه علاوه بر اورامی زبانان مردم بعضی ازروستاها با لهجه ی کردی سورانی (اردلانی) صحبت میکنند.دراین منطقه روستاهای زیادی وجود داردکه مهم ترین آن هاعبارتند از:بیساران -پایگلان- اویهنگ- بوریه ر -چشمیه ر- آریان-نیر -تنگی سر میراو-سه ریز-طا-دولاو-هلوان-هشمیز-تخته-تکیه-گلین-وسی-بزلانه- هویه وسرهویه-سوره تو-گواز-پالنگان-ژنین-ژان-ده ژن -و......... که تمام این روستاها درجنوب شرقی کوه شاهو قرار گرفته اند.بعضی ازاین روستاها دارای سابقه ی چندصد ساله اند مانند پالنگان و پایگلان وبیساران شغل اصلی مردم این منطقه باغداری ودامپروری است .درسال های اخیر مردم با کشت توت فرنگی آشنا شده اند ودرزمینهای کشاورزی به کشت این محصول پرداخته اند .به طوری که اکثر تولید توت فرنگی دراین منطقه از استان کردستان صور ت می گیرد.ولی متاسفانه هیچ گونه کارخانه ای برای تولید وتبدیل از فراورده های این محصول احداث نشده است.که می طلبد مسولین امر وهم چنین مردم دراین زمینه بیشتر فعالیت نمایند منبع:manbari71.blogfa.com
[ چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 ] [ 21:56 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
روستاي هورامان: روستاهایی پلکانی با ۳۵۹۶ خانوار ۱۸۹۶۹ نفرجمعيت تابع بخش سروآباد شهرستان مريوان مي باشدکه به شیب تند خانه هاو سختی کوههای بلند پر از برف و دره های عمیق مشهورگشته است.اين دهستان از سمت غرب با كشورعراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه است . كوه تخت با ۲۷۷۰ متر در غرب اين دهستان واقع شده است. یک شاخه مهم رودخانه سيروان ازاين دهستان سرچشمه گرفته و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد .مرکز دهستان با ۴۴۹ خانوار ۲۱۴۸ نفر جمعيت در فاصله ۷۵ كيلومتري جنوب مريوان و اقع شده است. جشن بزرگ پير شاليار: هر سال که 45 روز از فصل زمستان می گذرد مردم هورامان تخت راه خانه پیر شالیار را در پیش می گیرند تا در شادی جشن بزرگ پیرشالیار سهیم باشند. شروع مراسم روز چهارشنبه است.این مراسم سه روز به طول می انجامد.از همان صبح روز اول دامدارانی که دامهای خود را برای قربانی در این مراسم نذر کرده اند دامهای خود را به جلو در خانه پیرشالیار می آورند تا به دست متولین مراسم ذبح شوند.پس از ذبح قسمتی از گوشتها را بعنوان تبرک در بین مردم پخش می کنند و بعضی از آن را هم برای غذای مراسم به داخل خانه پیر انتقال می دهند چگونگي كشف قباله هاي اورامان: در اين زمينه رواياتي چند در لابه لاي منابع تاريخي و مآخذ زبان شناسي ثبت گرديده است :مؤلف تاريخ مردوخ در مورد چگونگي كشف و قرائت اين قباله ها چنين مي نويسد: « ... چنانكه سه فقره اجاره نامه در سال 1328 هجري قمري سيد حسين نامي از شيخ علاء الدين در نواحي اورامان در ميان خمرهي پر ارزن پيدا كرده و بالاخره قباله هاي مذكور توسط پروفسور براون به دست پروفسور ميس متخصص زبان يوناني رسيده . . . . » در همين مورد، سي. جي. ادموندز كارگزار بريتانيا در عراق در كتابي تحت عنوان ((كردها ، ترك ها و عرب ها)) چگونگي كشف قباله هاي اورامان را چنين بازگو مي كند: «سه قبالهي نوشته شده بر پوست آهو كه دو تاي آن به زبان يوناني و سومي به زبان پارتي بوده. دكتر سعيد خان كردستاني در سال 1913 به انگلستان آورد و مدتي بعد موزهي بريتانيا آنها را از وي خريداري نمود. به گفتهي دكتر سعيد خان، اين قباله ها در غاري واقع در كوه (سالمان) در نزديكي شهر اورامان پيدا شده است در حالي كه در كوزه اي دربسته نگهداري مي شده اند.» ( عکسی از هورامان تخت) [ جمعه شانزدهم بهمن 1388 ] [ 17:18 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
زبان کردي پيش از اسلام هنگامي که از زبان کردي سخن به ميان ميآيد، مقصود زباني است که کردها هم اينک با آن سخن ميگويند. برخي از زبان شناسان و شرق شناسان غربي که با زبان کردي مانوس بودهاند، بيشتر اين اطلاعات را به شکلي کلي يا ويژه ارائه داده وگفتهاند که: اين زبان در عداد زبانهاي هندواروپايي و خانوادههاي هند و ايراني و در زمره ی زبانهاي ايراني است وبا زبان فارسي قرابت نزديکي دارد. اينک اين سوال پيش ميآيد که پيدايش زبان کردي چگونه بوده است؟ اشکار است که زبان هر زاد و بومي زبان ساکنان آن است؛ اگر رويدادهاي تاريخي باعث ايجاد تغييرات نژادي نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان ديرين آن سرزمين است. عکس اين موضوع نيز صادق است. اينک ببينيم اين موضوع در مورد زبان کردي چگونه صدق ميکند؟.
سرزميني که آن را کردستان مينامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقيمانده ی اجساد فسيل شده ی انسانهاي باستاني است. اين استخوانها که در "شانه دري" يافت شده است، داراي اهميت بسياري است؛ چرا که، اولين بار است بقاياي انسان عصر سنگي - که 60 هزار سال پيش از اين عراق را مسکن خويش ساخته است، يافت ميشود. (ت. باقر-1973) [1] شصت هزار سال پيش از اين محدودهاي که اينک کردستان ناميده ميشود،آباد و ماوا و پناهگاه مردماني بوده که زباني هم براي سخن گفتن داشته اند؛ اما از آن جا که سخن گفتن درباره ی اين زبان کار دانشمندان باستان شناس است؛ به همين جهت همراه با تابش انوار آفتاب 2750 ساله بربالهاي زمان و گذر ايام خود را به پيش ميکشيم و به دوراني ميرسانيم که، اقوام ماد خود را به ايران کنوني و غرب آسيا رساندند و با نژادهاي خوژيايي، لولوبيان، گوتي، کاسي، (خوري يا هوريها) - که در دامنههاي آن سوي کوههاي زاگرس ميزيستند و تا حد مناسبي زندگي خود را سامان داده بودند و جمهوري و تمدني نسبتاً پيشرفته تأسيس کرده بودند – مواجه شدند. مادها ظرف 200 سال طومار اين حکومتها را در هم پيچيدند و در سال 612 پيش از ميلاد مسيح امپراتوري بزرگ مادي را بنيان نهادند و بدين ترتيب زبان مادي به زبان رسمي بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سيزده قرن سپري شده است. در اين مدت طولاني سرزمين ماد بزرگ و کوچک و سرزمينهاي ديگري که به سرزمين ماد ملحق شده اند؛ از حيث نظامي وسياسي بسيار دست به دست شده اند. و قدرت سياسي به دست افراد مختلفي - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتي هم که برسر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمي بر اين سرزمين تحميل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامي بنيادهاي اجتماعي کم رنگ شده و رو به افول نهاده بوده است، اين جابه جايي درقدرت نميتواند از تأثير نهادن بر اين بنيادها برکنار بوده باشد. تاريخ، برخي رويدادها را ثبت کرده است که طي آن، سلطه ی سياسي بريک سرزمين، تغييرات نژادي بنيادي و ايستايي زبان را در آن سرزمين باعث شده است. امروز ردپاي تأثير جابه جايي در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوري ماد به وضوح ميتوآن ديد. به عکس در بخشي از غرب سرزمين ماد، بنيادها همچنان دست نخورده مانده است. بلکه تسلط مادها وضعيت نژادي وزباني برخي از سرزمينهايي را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغيير داده و به مسير توسعه ی مادي کشانده است و به موازات بخش غربي قلمرو خود، آنها را توسعه داده است. بيشتر تاريخ شناسان پر آوازه براين باورند که، کردهاي امروز نوادگان مادهاي ديروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتي چنين کهن و مقتدر چه آمده است و اين همه قبيله و تيره ی مختلف کرد که به يک زبان ايراني و جداي از زبان ديگر ايرانيان تکلم ميکنند؛ از کجا آمدهاند؟" (مينورسکي 1973) پيش از اين گفتيم: زبان هر سرزميني – اگر رويدادهاي تاريخي آن راتغيير نداده باشند – زبان ساکنان کهن همان سرزمين است. چنان که گفته شد رويدادهاي تاريخي وجابه جايي حکومتها طي سيزده قرن، نتوانسته است چيزي رادر بخش غربي قلمرو ماد، تغيير دهد. و امروز ساکنان اين بخش از مادستان کهن، کردها هستند که نوادگان ميديها به شمار ميروند. به راستي بيش از اين که بگوييم زبان کردي از اساس پايان نشو و نما و تکامل زبان مادي است؛ ميتوان به گونه ی ديگري اظهار نظر کرد؛ بيترديد، خير! چرا که همه ی اسناد تاريخي که دانشمندان - تنها به منظور خدمات علمي – بررسي و تجزيه و تحليل کرده اند؛ تاکنون همين حقيقت را آشکار کردهاند که؛ زبان کردي امروز آثار و نشانههاي کمال يافتگي زبان مادي ديروز را دز خود دارد. همچنان که آگاهيم، زبان يک پديده ی اجتماعي است که براساس قواعد مشخص خود تغيير ميکند؛ تکامل و توسعه مييابد و در سير تکاملي خود از ديگر زبانها تأثير ميپذيرد؛ و او هم بر آنها اثر ميگذارد و گاهي در اين گير و دار ميميرد. زبان مادي نيز از اين قاعده مستثني نيست و از همه ی زبانهايي که به پشتوانه ی قدرت سياسي در قلمرو ماد زبان رسمي بودهاند، تأثير پذيرفته و برآنها تأثير گذاشته است و تا امروز زنده مانده است. بويژه زبان پارتي (فارسي = پهلوي اشکاني)، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادي در زمره ی زبانهاي شمال شرقي، خانواده ی زبان ايراني جاي ميگيرند؛ .بيش از ديگر زبانها بر زبان مادي تأثير نهاده است و امروزه رد پاي اين تأثيرات در گويش آييني زبان کردي، ديده ميشود. همزمان با سقوط و فروپاشي امپراتوري ساساني و ترويج اسلام در کردستان، وقفه ی تازهاي براي زبان کردي آغاز شد - که جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد - تنها مشکل اين است که ما از زبان مادي اوآخر دوره ی ساساني سند مکتوبي در دست نداريم تا موشکافانه در باره ی آن اظهار نظر کنيم. اما اين موضوع سبب نخواهد شد که نتوانيم بگوييم: اين زبان در آن زمان زبان مادي بوده است. که به نسبت زبان رايج دوران اقتدار امپراتوري، دستخوش تغييرات 1300 ساله شده است. به همان نسبت که زبان پارسي باستان پيشرفت کرده و به زبان دري / پارسيک تبديل شده و آمادگي و ظرفيت آنرا يافته است که زبان پارسي کنوني از آن جدا شود؛ يک نتيجه گيري آني اقتصا ميکند که، زبان مادي هم پيشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونيهايي شده باشد؛ که استخراج زبان کردي از آن ممکن شده باشد. [ شنبه بیست و سوم آذر 1387 ] [ 21:32 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
هۆنهرمهندی کۆ
ژهرهژ موانۆ جه سمحی سهحهر بهرگی ساکنی ئنسان کهرو وهر ژهرهژ موانۆ جه لا نساران گۆش گێرتێش وهشهن وهختی ئێواران قاسپه قاسپهی کهوان جه نسار بیهن به تێکهڵ جوانی وههار هونهرمهندی کۆ وهش دهنگی نسار گۆرانی ماچۆ به دڵی خهمبار باسۆ تاڵیو خهزانی ژیان کهردهن گۆرانی ههلبهستی جوان ئهی کهسهی که خوات بیر شیهن ڕاو کهردهی پهلان به پیشهت بیهن چی نمهوینی زندهگی پهلان گیریش چهنهمادڵڕهقی نهزان پهی گۆش نمهدهی بهناڵو گریان دیدهت نمهوینو کزی منداڵان سروشتی وههار کهرۆما سهر مهس ئهگهر ئازادبین نه دیل جه قهفهس راوچی بی دیده بی رهحمی دڵ سهنگ قهفه سهش کهردهنژهرهژی وهش دهنگ دوورش وستهنو ژهرهژ جه منداڵ کوشنانشو چرای رۆناکی جه ماڵ تهمامی گیاندار سهر عهرزچیر ئاسمان حهقو زندهگیش پهنه بهخشیان حهقشهن ئازاد بۆ چون ههڵۆی ئاسمان بێ خهوفۆ بێ تهرس گێڵو سهر شاخان ههستۆ ئازادی ههست کهرۆنه دڵ سهرشاخان واچا گۆرانی به خێڵ ههر گیاندارهی به ئازادی ژیا کهڵکێش وهرگیرتهن جه حهقی دنیا یاوان به مهرام ئازادی دنیا تهرس نهمهنهن جه دڵۆ دهروون دا
شێعر : کاک نیشتمان مۆحهمهدی له گۆندی سهرهوویه [ شنبه بیست و سوم آذر 1387 ] [ 21:27 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
زبان کردی و مسئله نوشتار
زبان کردی زبانی بسیار غنی است ولی تاکنون آن طور که شایسته است به عنوان یک زبان نوشتاری وارد ادبیات جهان نشده است. زبان نوشتار در کردستان سیر تحولی شگرفی داشته است. همزمان با ورود اعراب، دسته ای از باسوادان کرد (اصطلاحاً ملاها) شروع به آموزش زبان قرآن (عربی) کردند؛ زبان فارسی هم از دیرباز در بین کردها رواج داشته و دارد. اما ادبیات زبانی ـ محلی کردی در شاخة کرمانجی و در قرنهای 15 و 16، همزمان با شکلگیری قدرت سیاسی کردها، به صورت مستقل یا امیرنشینهای خودمختار، آغاز شد که تا اواسط قرن نوزدهم بر بخش اعظمی از کردستان حکمرانی داشتند. شاعران متقدم کرد صریحاً بر بیان دانش خود به زبان کردی تاکید میکردند (امیر حسن پور). در ایران، به دلیل درگیر بودن در پروسه مدرنیته و به اصطلاح پروسه ملت سازی، و با توجه به تلاش دولت برای فرهنگسازی ملی، اصولاً مباحث آموزش زبان قومی به صورت جدی، مجال طرح نیافتهاند و دولت و برنامهریزان فرهنگی در این حوزه بر استفاده از یک زبان ( زبان فارسی ) برای همة ایرانیان اصرار داشتهاند. اگر چه در میان کردها همواره تلاش برای آموزش زبان کردی وجود داشته و به صورت غیررسمی و گاه پنهانی در گوشه و کنار کردستان و دانشگاههای ایران آموزش و تدریس زبان کردی صورت میگرفته است، ولی علیرغم استقبال خوب از این کلاسها هیچگاه شاهد تداوم این گونه کلاسها نبودهایم. به عنوان مثال در دانشکده علوم اجتماعی، دانشجویان زیادی اقدام به برگزاری کلاس آموزش زبان کردی کردهاند که پس از مدتی منحل میشدهاند. تنها دورهای که آموزش زبان کردی در ایران در سطح استانی حالت رسمی پیدا میکند در سال 1371 در شهر ارومیه و ا نتشارات صلاحالدین ایوبی بود که بعد از مدتی آن هم تعطیل میشود. به هر حال موضوع آموزش زبان کردی و تلاش برای تحقیق این اصل تنها حالتی شعارگونه در فعالیتها ی تبلیغاتی کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری داشته است. از این گذشته، زبان کردی به عنوان یک مقوله فرهنگی و به دلیل سیاسی بودن موضوع کردستان کمتر مجال طرح یافته و اندک اشاراتی که بعضاً از طرف مستشرفین غربی چون مکداول، اولسن، برویینسن و .... صورت گرفته، بیشتر سعی در توجیه این داشتهاند که زبان کردی به لحاظ ریشهای، جزء کدام گروه خانوادگی زبانی است، و همت این محققین بیشتر مصروف موضوعات زبان شناختی، آن هم از نوع ریشهشناسی، و در موارد تفاوتها و تشابهات گویشهای کردی با هم و یا با زبان فارسی شده است، و کمتر به موضوع لزوم آموزش زبان کردی به عنوان یک مقوله فرهنگی که خواهد توانست در صورت آموزش مشکل فهم علمی بسیاری از مباحث را رفع کند، پرداخته اند. اما آنچه از کرد و کردستان در ایران نوشته شده، همگی به نوعی موضوعات سیاسی را پیش کشیدهاند و هم خود را مصروف روایات تاریخی معاصر و بازسازی رویدادهای چند سالة اخیر کردهاند. بنابراین از حیث در دسترس بودن منابع کردی تنها میتوان به کتب تاریخی و اجتماعی با موضوعات سیاسی اشاره کرد. حتی نشریههایی که در دوران اخیر از 76 به بعد به دو زبان کردی و فارسی در حوزه مطالعاتی کردستان ایران به چاپ رسیدهاند، بیشتر موضوعات جاری را مطمع نظر داشتهاند. کردستان در دورة حیات این نشریات آبستن حوادث زیادی بوده است و همین حوادث و مباحث ناشی از آن بیشتر صفحات این نشریات را پر کردهاند. نقد دیگری که میتوان به این نوشتهها وارد کرد، نقدی روش شناختی است.بیشتر این نوشتهها صرفاً در برگیرندة موضوعی که مورد توجه شخص نویسنده بوده، میباشد و جهتگیریهای سیاسی ـ منطقهای را میتوان در آنها به وضوح دید. کمتر نوشتهای مبتنی بر یک روش شناسی علمی است. در حوزة زبان کردی- علاوه بر یک سری کتابهای کوچک دستورزبان - کتابهای محدودی منتشر شدهاند که از میان آنها میتوان به دو کتاب کردی ایلامی اثر کریمیدوستان و کتاب دستور و آواشناسی زبان کردی اثر دکترعلی رخزادی اشاره کرد که این دو کتاب به زبان فارسی و با مثالهای کردی نوشته شدهاند. کتاب آقای کریمیدوستان بیشتر به این موضوع پرداخته که لغت خاصی در کردی ایلامی در زبان فارسی و کردی سورانی چگونه تلفظ میشود، و کتاب دیگر هم به آواشناسی و ساختار دستوری زبان کردی میپردازد. بهر حال یکی از دلایل فعال نشدن کردی در دانشگاه کردستان بهانه نبودن کتابهایی بود که بتوانند از خلال آن زبان کردی را آموزش داد. در حوزة تحقیقات خارجی محققین زیادی وقت خود را صرف بحث و بررسی در خصوص توسعه و آموزش کردهاند. امیرحسنپور، نویسندة کرد و استاد دانشگاه تورنتو، در خصوص سیاستهای زبانی در ایران مطالبی نوشتهاند. ایشان در نوشتههای خود به شکلگیری سیاست زبانی در ایران از زمان رضا خان میپردازد. بر این اساس زبان فارسی از سال 1923م. به عنوان دکترین رضا خانی مطرح میشود و این سیاست همچنان ادامه دارد. علی رضا اصغرزاده در پژوهش زبان، آموزش و توسعه به همراه دای(Dei) به بررسی موضوع توسعه و آموزش زبان میپردازد. اصغرزاده هم در این تحقیق بر پروسة حاکم شدن زبان فارسی در ایران از دورة رضاخان تأکید کرده است. آنچه در این تحقیق جلب توجه میکند، سیاست رضاخان و ایدئولوگ های او در تمسخر زبانهای قومی ایران ـ علیالخصوص ترکی ـ است. موضوع برجستة دیگر در سیاستهای رضاخانی لهجه قلمداد کردن زبانهای ایرانی به عنوان زیر شاخة زبان فارسی است که جای بررسی بسیار دارد. [ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ] [ 23:22 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
هورامان
افتخارهرقوم وملتی بسته به تاريخ،فرهنگ ومشاهير آن ملت است.اگرچه محدوده جغرافيايي هورامان اندک ودرميان کوههای سربه فلک کشيده شاهو، کوسالان وتخت محصورمی باشد ، اما تاريخ وفرهنگ هورامان درادوار مختلف به مانند کوههای سربه فلک کشيده اش پابرجا وسرافراز مانده است.صحبت از هورامان دروهله اول يادآور زبان ناب وفصيح آن است. زبانی که ازدوران باستان واز هنگامی که آريائيان پابه اين سرزمين نهادند تاکنون عليرغم تاخت وتازهاي اقوام بيگانه وتحول وتطور فراوانی که درفرهنگها وزبانهاي مختلف بوجود آمده است ، زره اي ازغناي آن نکاسته وهمچنان اصالت خود راحفظ وبه گفته زبان شناسان يکی ازمعدود زبانهايي است که زمان حال را به دوران گذشته پيوند می دهد. سند گوياي اين مدعا کتاب اوستاست . تاريخ وتمدن اين منطقه برمی گرددبه استقرار قوم آريايي وحتی قبل از آن که درلابلاي کتب تاريخي به اين نکته پي خواهيم برد. ازنام هورامان گرفته که بنا به نوشته فرهنگ معين ازنام يکی ازسروده هاي زردشت دراوستا «گاتاها»گرفته شده است تا نام آريوبرزن درتنگه دربند دزلی دردوران آخر سلسله هخامنشی که تنها دليري بوددربرابر يورش اسکندر مقاومت کرد وضربات مهلکی بر سپاه غاصب وارد آورد.همچنين چرم نوشته هاي يافته شده در قريه پلنگان که تاريخ مجهول اشکانی را نمايان ساخت.وآداب ورسوم رايج دراين منطقه که تحقيقات تاريخ شناسان وجامعه شناسان حاکی از اين است که اين آداب ورسوم ازدهها قرن پيش تاکنون دراين منطقه باقی مانده است. به ياري خداوند در آينده درمورد تاريخ هورامان وزبان هورامی وآداب ورسوم آن بيشترصحبت خواهد شد.
مشاهير هورامان:
هورامان درطول تاريخ منطقه ای عالم پرور بوده واشخاصی ازاين خطه برخاسته اند که تاثير گذاري فراوانی درجامعه خودداشته اند. ازجمله اينها می توان به اين اشخاص اشاره کرد:
الف - قدما :
1- پيرشاليار هورامی 2-سيد عبيدالله کوسه هجيج 3 - سلطان اسحاق . اين سه نفر هريک دربرهه اي اززمان تاثير فراوانی برجامعه گذاشته اند. پيرشاليارمغی زردشتی بوده پيش از اسلام که زند اوستاي اوبه نام (مايفه تووپيرشالياري) مشهوراست. کوسه هجيج از سادات بزرگ وبرادر امام رضا بوده وحياتش مربوط به قرن دوم هجری ومزارش زيارتگاه مردم منطقه وحتی خارج ازمنطقه می باشد. سلطان اسحاق بنيان گذارمسلک اهل حق که درقرن هشتم هجری درروستای شيخان ازتوابع نوسود برکناررود سيروان درمحلی به نام پرديور به انتشارافکارخود پرداخته وکتابی به نام سرانجام ياپرديوری به زبان هورامی نوشته که درقالب شعربوده ومضمون آن اصول وفروع دين اهل حق می باشد.مزارش درکناررود سيروان بزرگترين زيارتگاه اهل حق می باشد و زيارت بارگاهش براي اهل حق به منزله حج اکبراست.
ب-سلاطين وبگ زاده ها :
تاريخ سلاطين وبگ زاده هاي هورامان سراسر عزت وافتخاراست براي اين منطقه زيرا ازقرنها پيش سلاطين وبگ زاده ها اوضاع سياسي اين منطقه را به گونه اي رقم زدند که دائماًدرکانون توجه دولتمداران آن زمان ايران وعثمانی قرارداشتند. از جمله اين سلاطين مي توان به جعفرسلطان اشاره کرد. (شايان ذکر است ازدوران صفويه منطقه هورامان سلطان نشين بوده وسلطان لقبی است که درسلسله مراتب نظام حکومتی ايران دردوره صفويه پائيتر از خان.وبالاتراز بيگ قرارداشت)
ج- علما :
1- ملا احمد نودشی (حاجی ماموسا) 2-ملا عبدالرحيم مولوی 3-ملا عبدالرحمان نودشي 4-شيخ عبدالله خرپانی 5- ملا عبدالله دشه اي 6- ملا عبدالکريم مدرس 7- ملا محمد زاهد ضيايي (حاجی ماموسا) .برخی از علمای هورامان از بزرگترين علما ودانشمندان فقه اسلامی هستند که به عنوان مثال کتب حاجی ماموسا ملا احمد نودشی دردانشگاه الاذهرمصر تدريس می شوند.
د- مشايخ :
مشايخ طريقت نقشبندی : 1- مولانا خالد شهرزوری (پايه گذارطريقت نقشبندی درکردستان)2- شيخ عثمان سراج الدين 3- شيخ عمر ضياالدين 4- شيخ علي حسام الدين 5--شيخ عثمان سراج الدين ثانی . اين نکته حائز اهميت است که مشايخ هورامی طريقت نقشبندی رهبران اين طريقت عظيم درسراسرجهان هستند که اين ازافتخارات بزرگ هورامان است مشايخ طريقت قادري:1-شمس العارفين شيخ محمدعزيزنجاري(پايه گذارطريقت قادري درهورامان) 2- شيخ محمد پاوه اي 3- شيخ عبدالقادر نجاري 4- شيخ نصرادين خالصي
ه- شعرا:
1- ملا عبدالرحيم مولوی2-ملا مصطفی بيسارانی 3- صيدي هورامی4- ميرزا عبدالقادرپاوه اي و... ناگفته نماند زبان هورامی زبان شعروادب کردي تايک قرن اخير بوده وکليه شعرای کردبه زبان هورامی شعرسروده اندکه ازجمله می توان به خانای قبادی اشاره کرد. [ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ] [ 23:16 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
زبان هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های اصلی پارسی باستان است. فرهنگ قوم كرد كه هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیكی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس می باشد. این تمدن كهن تاكنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندك به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است كه باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن كوشید و نگذاشت كه عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لكه دار كرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این كهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محكم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است كه بیشتر از این مورد واكاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یكی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاكنون به صورت علمی و آكادمیك در این زمینه كار نشده كه امید است بیشتر كار شود. در اینجا نظر تنی چند از صاحبنظران و شرق شناسان خالی از لطف نمی باشد: صاحبنظران اروپایی عموما بر این باورند كه زبان هورامی كردی نیست و مردمی كه بدان سخن می گویند كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر حیث كرد می دانند. این نكته شگفتی است كه با این كه برقانی و مكری در كردستان شمالی و جنوبی ادبیات بزرگی پدید آورده اند شاعران دربار والی های اردلان و نیز امرای بابان در سروده های خود هورامی را در مقام لهجه ای مهذبتر و متمدن تر از لهجه خشن گفتاری امری مذكور به كار برده اند. در ادامه همین مطالب اشاره می گردد: این مطالب همه به ظاهر حكایت از این دارد كه این منطقه در گذشته ای دور جایگاه مردمی پیشرفته و گورانی زبان بوده و بعدها معروض امواج تهاجم كردهای چادرنشین و خشن بازی واقع شده كه در میانشان اقامت گزیدند و زبان و حكم خود را برایشان تحمیل كردند. عین همین مطلب را درك كینان در كتاب« كردها و كردستان« با ترجمه آقای ابراهیم یونسی آورده است و در مورد حدود آن می گوید: امروزه قزلباش های تركیه، كاكایی های عراق و مردم هورامان ایران و ساكنان نواحی مركزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین - كرمانشاه بدین زبان تكلم می كنند. در سال 1921 شاهد كار مشتركی از »ئاكریستنسن« و »م.بینیدیكتیسن« بودیم كه كار تحقیقاتی آنها نیز در آخر به این رسیده بود كه هورامی كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی بوده كه در یك اقلیم ساكن بوده اند اما به واسطه هجوم كردها پخش و پلا شده اند. درهمین مورد »ئی. سونیس« اشاره می كند: اغلب دیالكتیك گورانی را در فهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. خاصیت دستوری و لغات كرمانجی هیچ ارتباطی با گورانی ندارند«. 6 »شمس قیس رازی« در كتاب »المعجم فی معاییر اشعار العجم« كه آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است كه آهنگ آن را »اورمنان« خوانند و لحن آن را »اورامین« یا »اورمنان« كه نمودار آهنگ مردم هورامان كردستان است كه به گویش هورامی سخن می گویند. این موضوع را ماموستا »هه ژار« به صورت »شیرین ترین زبان برای شعر هورامی است« بیان كرده است. »دیاكونوف« زبان های ایرانی را كه هورامی نیز شامل آنهاست به صورت زیر تقسیم بندی كرده است: 1- زبان های ایرانی گروه اسكیثی - خاورمیانه یا زبان های ایران شرقی 2- زبان های ایرانی گروه جنوب شرقی كه تنها نماینده آن زبان فارسی كهن است. 3- زبان های ایرانی گروه ایران غرب كه دسته سوم خود به دو دسته تقسیم بندی می گردد: الف: زبان های گروه شمال غرب: كهن ترین آنها ماد یا زبان مقدس « زردشت» یعنی اوستاست كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند. ب: زبان های گروه جنوب غرب: خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس. از دیگر كسانی كه در مورد تقسیم بندی لهجه های زبان كردی تحقیق و فعالیت داشته اند، می توان به افراد زیر اشاره كرد: مینورسكی، الكساندر ژاپا با تاثیرپذیری از عشایر كرد و محل زندگی آنها، شرف خان بدلیسی با استناد به دستور زبان، توفیق وهبی، محمدامین زكی، استاد هورامانی،استاد خال، امام مردوخ، دكتر عزالدین مصطفی رسول، دكتر كمال فواد و بسیاری از شخصیت های دیگری كه ذكر نام آنها در اینجا بسی وقت گیر و معدودی تحقیقات آكادمیك كه اخیرا انجام شده است. نكته قابل توجه در این زمینه این است كه تقسیم بندی ها در اغلب موارد ذكر شده بر اساس سلیقه های شخصی بوده به طوری كه هیچ كدام از افراد به طور صد در صد روی یك تقسیم بندی خاصی اتفاق نظر ندارند و در اغلب موارد نیز مرز مشخصی بین لهجه ها وجود ندارد. قبل از پرداختن به مبحث تغییر و تحولات بد نیست گوشه چشمی به قباله های هورامان كه موضوع را بیشتر می شكافد داشته باشیم. در سند شماره سه اورامان خط و بیشتر لغات آرامی و دیگر لغات و اجزای پایانی كلمات پهلوی اشكانی است. از این جا می توان دریافت كه در این روزگار زبان پهلوی اشكانی به آهستگی و آرامی جای خط و سیطره زبان یونانی را گرفته و به تدریج در منطقه حاكم شده است، به طوری كه با مطالعه اسناد شماره یك و دو سند شماره سه این نكته به روشنی قابل درك است. زیرا اسناد شماره یك و دو به زبان یونانی نگاشته شده اند كه آن هم به واسطه سلطه یونانی ها و اقتدار سیاسی آنها بوده است. نكته مهم در پوست نوشته های اورامان از منظر زبان شناسی است كه تاریخ مناسبات اجتماعی - اقتصادی و حقوقی در آنها روشن شده است. انعقاد معاهده ساده ای چون خرید و فروش یك زمین در یك روستا با كلیه شرایط و در حضور شاهدان امر شاهدی بر این مدعاست، ادعایی كه رابطه ای مستقیم با درجه مدنیت و فرهنگ حاكم بر آن مناطق را دارد. پروفسور »مینس« درمورد زبان این كتیبه ها می گوید: باید به این مساله اذعان نمود كه زبان نگارش این كتیبه ها یا كردی باستان یا زبانی است كه هنوز شناخته نشده است. حروف آرامی ویونانی به كار رفته در این اسناد به همراه نشانه ها و علایم ویژه روی این حروف بیگمان به جهت نزدیك كردن این شیوه كتابت با زبان منطقه بوده است. سوال قابل طرح این است كه زبان منطقه در آن عصر چه زبانی بوده است؟ آیا شیوه هورامی بجا مانده كنونی همان زبان رایج بوده یا با سیر تغییر و تحولاتی به ما رسیده است در هر صورت مایه بسی مباهات است. از سویی دیگر بررسی واژگان اسناد مذكور از نظر ریشه ای یا زبان هورامی كه برخی از زبان شناسان انجام داده اند، این نكته را روشن می كند كه زبان مذكور همان هورامی باستان است كه زبان رایج منطقه بوده و كلیه محاورات و مكاتبان با آن انجام شده است. یك بررسی تطبیقی به قول آقای محمدرضا باطنی: واژگان هر زبان پاسخگوی آنگونه پدیده های فرهنگی است كه در داخل آن جامعه خلق شده اند. البته باید به پدیده های فرهنگی پدیده های مادی نیز اضافه كرد. هورامی ها در جغرافیایی كوهستانی باسنگلاخ هایی پوشیده از برف، دره های عمیق و جلگه های سرسبز كه به رودهایی خروشان ختم می گردند مسكن گزیده اند و با درخت و طبیعت، چشمه و چمنزار مانوس بوده اند. به تبع آن واژه هایی كاربردی زبانشان نیز در همین حریم می باشند. كما اینكه جهت هر بوته، گل یا پرنده یا پدیده ها و مفاهیم دیگری مثل زندگی در خانه باغ، قشلاق وییلاق (هوارنشینی) هزاران واژه و كلمه داشته كه در گذر زمان با كمترین تغییر از زوال محفوظ مانده اند. در حالی كه همین واژگان در زبان مردمان دیگر نواحی كه اقتضای محیط زندگی شان چیز دیگری است وجود ندارند. همچنانكه بسیاری از واژگانی كه پدیده های مرتبط با آنها در این جغرافیا نمی باشد وجود ندارند. به عنوان مثال واژگانی كه به اقتضای زندگی در صحرا و سر و كار داشتن با حیواناتی بسان شتر می باشد. در این موارد و بسیاری موارد مشابه دیگر اگر واژگانی در یك زبان وجود داشته و در زبان دیگر وجود نداشته یا وارد شده اند دلیلی بر نارسایی زبان دومی یا وارد كننده واژه نمی باشد. به دلیل اینكه هیچ ارتباطی باساختارهای زبان شناسی ندارد، بلكه می توان گفت كه پیدایش واژگان بر اساس پیش نیازها و مولفه های فرهنگی و حتی بومی جغرافیایی است. در هورامانات كه مردمانش از قدیم الایام با طبیعت بوده یا بر اساس نیاز به هوار رفته و برای مدتی هر چند كم یكجانشینی دیگری بغیر از روستای خویش را تجربه كرده و در طول سالیان تكرار كرده اند، در آنجا خرده فرهنگی درست كرده كه یكی از زیر مولفه های آن زبان و زایش كلمات بنا به نیاز در آن محیط بوده كه آن هم به نوبه خود عناصر زبانی را آفریده است. ماموستا احمد نظیری در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كامل می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان موحد و نوشتاری كردستان است به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند سوالی كه در اینجا پیش می آید این است كه آیا وقت آن نرسیده است كه بگوییم: آیا پرداختن به زبان هورامی و كوشش در جهت نشر و گسترش آن ضربه ای به زبان كردی است یا حتی می تواند در جهت موازی و ضامن بقای زبان كردی با توجه به ریشه های مشترك آن دو باشد. استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. مانند سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محكم می باشد و در فراوانی و كوتاهی كلمات و جملات یك زبان پربار و قاعده پذیر است. در رعایت مذكور و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسما، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرات می توان گفت یكی از زبان های زنده ای كه احتیاج به حتی یك كلمه خارجی ندارد مگر در مواردی كه مانند بقیه زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را سریعا جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند: وضو: ده س ویسم، صلوه: نما ، صوم: روچی ، اسكندر: ئه سكه، مسجد: مزگی ،عبدالله: عبه این زبان شاید بی نیازترین زباني باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند. منبع :بیساران وهورامان کیوان محمدی [ چهارشنبه بیستم آذر 1387 ] [ 23:13 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
روستای سرهویه sarhuyah
روستای سرهویه با جمعیتی حدود 1300نفر و 300خانوار در 75کیلومتری شهرستان سنندج در بخش ژاورود غربی قرار دارد. که از شرق به روستای هشمز و از غرب به روستاهای هویه و سالیان و از جنوب به روستای بیساران و ازشمال با روستا های اویهنگ و ویسر همسایه است. روستای سرهویه که در بین دو رودخانه ((دره ابادی)) و ((دره ویم )) قراردارد. دارای مناظر زیبای طبیعی میباشد. سنگ سخناخ و سنگ سفید (چه رمی) که در دره ابادی هستنند. هه راله زه ردی - قو لی قاورمه – ئاوسیاو – چادر گاه - هانه چیا - سه رهال- سویلان که راه رفتن به انها دره ویم می باشد.از جاهای بسیار دیدنی روستای سرهویه میباشند. که هر ساله پذیرای کوهنوردان و دوستداران طبیعت می باشند.در ضمن اکثر مردم روستای سرهویه به کارکشاورزی پرورش توت فرنگی مشغول می باشند که سالانه حدود350 تا 400 تن توت فرنگی به بازار عرضه می کنند.. و روستای سرهویه دارای مدارس ابتدای و راهنمای میباشد . که دانش اموزان دروره متوسطه برای ادامه تحصیل به هویه و اویهنگ و یا به شهر ستانها ی نزدیک می روند. کیوان محمدی
[ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ] [ 21:58 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
نحوه ی اداره ی هورامان به وسيله ی شورا قبل از اسلام سال های سال اداره ی هورامان به عهده ی شورا بوده است. شورايی که به وسيله ی انتخابات کاملا مردمی، انتخاب می شد. می بايست کسانی برای شورا کانديدا می شدند که چندين سال قبل، خدمت گذاری خود را به مردم ثابت کرده و به جايی رسيده باشند که لياقت عضويت در شورا را احراز کرده باشند. نحوه ی انتخاب افراد برای عضويت در انجمنی به نام «مه ری» که می توان گفت : سالم ترين و به معنای امروزی دمکراتيک ترين نوع انتخاب بوده است. مدت اين انجمن چهار سال بوده است. وظايف شورا بدون مزد و منت انجام می گرفت و به منظور خدمت به مردم بوده که هنوز آثار دستورات شورا در هورامان مشهود است. در زمانی که در اکثر نقاط جهان نظام های برده داری و ظلم و ستم حاکميت داشته، هورامان با شورا اداره شده که نمی شود در اين مختصر جزئيات آن را بيان کرد. لازم به توضيح است که اکنون در هورامانات محل انتخابات شورا به همين نام«مه ری» موجود می باشد، مانند«مرومه ری دردزلی» و «چه مه و مه ری در کماله» و«دره و مه ری دردزاوه ر» و... نظر به اهميت اين شورا به طور اجمال به معرفی آن می پردازيم. شورا که مسووليت اجرايی امور را به عهده داشته است برای يکدوره ی چهار ساله انتخاب می شد. در پايان دوره ی چهار ساله شخصيت مورد اعتماد و ديندار مسن(پاور) به منظور اختتام دوره ی قبلی و آغاز انتخابات دوره ی بعدی دستور می داده تا کليه ی افراد واجد شرايط در محل شورا جمع شوند. پس از اجتماع افراد که معمولا در اول بهار صورت می گرفته از اعضای شورای قبلی مدت چهار سال با صداقت، خدمت خود را انجام داده قدردانی می شد. سپس افرادی که توانايی اين خدمت مقدس و روحانی را در خود می ديدند. حدود 16 الی 20 نفر کانديد می شدند و در صورت تاييد مردم اين مسووليت سنگين را به عهده می گرفتند. از آن جايی که انتخابات در اين شورا به صورت سری انجام گرفته است با توجه به شرايط و مقتضيات زمان و با توجه به اين که همه ی افراد امکان نوشتن اسامی برايشان مقدور نبوده است، پاور به منظور معرفی افراد هر يک از آنان را به اسم يک نوع ميوه ی خشک که در دسترس اهالی بوده است مانند توت، گردو، بادام، سنجد، گلابی، گلابی خشک (همرو لت و... نام گذاری می کرد سپس پاور از پارچه ای که هورامی ها خود آن را بافته و رنگرزی نموده که «هلاوه» نام داشته است. در حضور افراد کيسه ای جهت جمع آوری آرا می دوخت. آن گاه دستور می داد افراد با توجه به کانديدای مورد نظر خويش، ميوه و يا خشکبار مناسب را که در دست يا در کيسه ی کوچک قرار داده تا مردم آن را نبينند، در کيسه ی آراء بياندازند. و به اين ترتيب چهار تا شش نفر به نسبت جمعيت روستا انتخاب می شدند. جوانانی می توانستند در اين انتخابات شرکت نمايند که توانايی برداشتن سنگ«مرد آزمايی» را داشته باشند که وزن آن برای زنان و مردان متفاوت بوده است. در روز انتخابات پاور، دو سنگ در محلی که مری تعيين می کرد و نوجوانان از دختر و پسر که توانايی بلند کردن سنگ را از زمين داشتند به عنوان شرط اهليت برای رای دادن محسوب شد و حق شرکت در انتخابات و برگزيدن اعضای شورا که جنبه ی قدسی و روحانی داشته به دست می آوردند. سپس بعد از پايان يافتن انتخابات کيسه ی سبز جمع آوری آرا را تکه تکه و به منزله ی تبرک در بين افراد توزيع می کردند.در اين مراسم، آشی از صدقات مردم، که از گندم پوست کنده، نخود، گوشت، دانه ی انار و چند نوع گياه خشک معطر آماده نموده و به عنوان متبرک شده در بين مردم تقسيم می شد. کسی حق خوردن اين آش را داشت که قبلا کاسه و قاشق دست ساخته خود را آماده کرده باشد. شورا (ژيرلا) پس از انتخاب، قدرت اجرايی را بر عهده می گرفت می گرفت و دستور شورا لازم الاتباع بوده و خارج شدن از دستور و فرمان شورا مانند خروج از دين بوده است. شورا بر اساس کتاب معرفت پير شاليار و با توجه به مقتضيات نسبت به وضع قوانين اقدام می نمود. ژيرلا به امور فقرا فوق العاده حساس بوده، که هر چند ماه يک بار به خانواده ها سر می زد و چنانچه خانواده ها با کمبود مواد غذايی دچار شده بودند از افراد غنی و دارای ذخيره، مواد غذايی به قرض می گرفت و به آن ها تحويل می داد. اين افراد مواد غذايی را به عنوان قرض تلقی می کردند و به محض بهبود در وضع زندگيشان آن را بر می گرداندند. شورا که خود قانون وضع می کرد، هر قانونی را که می خواستند اجرا نمايند مردم را جمع نموده و به اطلاع عموم می رساندند. قبل از اسلام هنگامی که زنان در دنيا هيچ گونه حق و حقوقی نداشتند زن در هورامان نه تنها حق رای و انتخاب کردن را داشته بلکه حق انتخاب شدن را نيز داشته اند و با مرد در تعيين سرنوشت خود شريک بوده است. چون پا به پای مرد کار می کرد و به جز در مواردی از حقوق مساوی نيز برخوردار بود. «اداخنانی» که يکی از زنان برجسته ی هورامان بوده هنوز ورد زبان هورامی هاست چند دوره عضو شورا بوده و چنان شخصيت و توان خود را حفظ کرده که چند دوره پشت سر هم برای شورا انتخاب شده است.
[ یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ] [ 0:36 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
شانشین(shaneshin) شانشین قله ایست با ارتفاع 2885 متر که تمامی ویژگیهای ارتفاعات زاگروس غربی را در خود دارد. بلندای شانشین( به رزی شانشین) اینک نیز همچون گذشته چون اسطوره ای در ادبیات شفاهی و مکتوب اورامان تخت . ریشه دارد . (( هوویه – سه رهوویه – بیساران – تنگی سر – میراب – ته وریور – هشمیز – گه لین و شیان )) مهمترین روستاهای اطراف این بلندی هستنند . چشمه های متعددی با اب گوارا و معمولا دائمی از دامنه ها و بلندیهای شانشین سرچشمه می گیرند. که حوزه آبریز انها اکثرا سیروان بزرگ است. ار تفاعات همجوار ان عبارتنند از زریا - ئالا مه رده – گژن – شیخ حاجی – هه راله زه ردی – ئا وه سیا و .....که با ارتفاعات کم و بیش متغیر نظاره گر رنجبران اورامان کهن است . شانشین دروازه عمده یکی از خطوط عمده (( ژراورود )) غربی است .جلو های دیدنی فراوانی دارد . که قولی قاورمه یک از مراتع و ییلاق روستای سرهویه وروستاهای اطراف می باشد. تنوع گیاهی شانشین : لو - کما - به نا – به ره زا – قازیاخه – گه زنه – گیلاخه – قارچ - شنگ و ... است. دره های ژرف ومتعددی در اطراف دامنه های شانشین وجود دارد . و مسیر های صعود به ارتفاع شانشین فروان و متغیر است که شناخته شده ترین انها عبارتنند: از شیان(( راه گیسار)) که از دامنه قازی بکر سپس گیسارو سپس به قله می رسیم . ( از بدو روستا 5/3 ساعت ) مسیر دیگر (( روستای سه رهوویه )) که حرکت از دره (( دره ویم)) آغاز و با طی مراتع و دامنه های شیبدار و زیبای پس از زمان 3 ساعت به قله می رسیم . زمان لازم برای رفت و بر گشت به این قله 6 سا عت است . شانشین فاقد پناگاه زمستانی است. با این وصف چند مورد جان پناه طبیعی چون غارها یا شکافهای عظیم در دل کوه وجود دارد. از جمله )): بله حاجی – میرگه ره ش – خره سوور – هیلانه حه ش ) ) و .. از این دسته اند.
[ شنبه چهارم اسفند 1386 ] [ 17:43 ] [ کهيوان موحهمهدی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||